تبليغاتX
طناب عشق
تقدیر چنین است که مجنون باشیم

دیوانه و سرگشته و دلخون باشیم

شب تا به سحر یک مژه بر هم نزنیم

هر روز ز اشک همچو کارون باشیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:24  توسط محمدرضا عبادي  | 

 

من دشت شالی ام

سر سبز و با شکوه

سرشارم از بهار

فکری به داس تیز اجانب نمی کنم.

بسیار بوسه از لب خورشید چیده ام

بسیار در خیال بسویش دویده ام

بسیار رنجها که از بهر دیدنش،

بر جان خریده ام.

از شوق دیدنش امروز زنده ام

سرسبز و با شکوه

سرشار خنده ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:7  توسط محمدرضا عبادي  |